طماشاچی |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
آخه چرا؟؟؟
man emshab bazam be ghalat kardan oftadam
bazam be dasto pat oftadam
akhe chera
are hasoodim shode
mage man kiam ke bayad daem mesle admhaye kheyli bozorgvar raftar konam
che edeyi dashtamo daram ke in bala saram oomade
manam in dele lamzhabo daram, man ham mesle baghie hamchin lahzehayio too royaham mididam
hala bayad mesle adamaye past be baghie hasoodim beshe
| لینک | ۱۳۸٧/٦/٢٠ - spectator |
بگو کجایی؟
به سوی تو
به شوق روی تو
به طرف کوی تو
سپیده دم آیم، مگر تو را جویم
بگو کجایی؟
نشان تو
گه از زمین گاهی
ز آسمان جویم
ببین چه بی پروا ره تو می پویم
بگو کجایی؟
کی رود
رخ ماهت از نظرم ؟
به غیر نامت
کی نام دگر ببرم؟
اگر تو را جویم
حدیث دل گویم
بگو کجایی؟
یک دم از خیال من
نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی زحال من؟
تا هستم
من اسیر کوی تو ام
به آرزوی توام
اگر تو را جویم
حدیث دل گویم
بگو کجایی؟
| لینک | ۱۳۸٦/۱٢/۱٦ - spectator |
از هر چي سيبه منتنفرم ...
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده . از هر چي سيبه منتنفرم ...| لینک | ۱۳۸٦/۱۱/۱٧ - spectator |
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زماناما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟
صدرالمتالهین شیرازی
| لینک | ۱۳۸٦/۱۱/۱ - spectator |
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد؟!
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد
کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند
کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی می گساران را چه شد
حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش
از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد
| لینک | ۱۳۸٦/٩/٢٩ - spectator |
به یاد رمضان گذشته
پدرعزیزم سلام
خوبی؟ چه می کنی با دوری ما؟ دلمان برایت خیلی تنگ شده، هر کجا هم که می رویم و هر کاری هم که می کنیم باز نمی شود. دیشب باز هم دلمان گرفته بود، همه می دانستیم که چه مان شده اما کسی به روی دیگری نمی آورد . نمی دانم این ایام در آنجا برای شما هم مفهومی دارد یا نه اما ما امروز به پیشواز رمضان رفته ایم. تمام لحظات با یاد خاطرات رمضان گذشته می گذرد. به یادمان باش به یادت هستیم
به امید دیداری نزدیک
قربانت فاطمه
| لینک | ۱۳۸٦/٦/٢۱ - spectator |


